hold out
/hoʊld aʊt/
دوام آوردن؛ تسلیم نشدن
To delay something, or to stay strong under pressure.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
An accident held up traffic for an hour.
یک تصادف یک ساعت ترافیک را معطل کرد.
How are you holding up?
چطور داری تحمل میکنی؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دو معنای رایج؛ بافت مشخص میکند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hold up of the traffic
hold up the traffic
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.