پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

set back

/set bæk/SET BAK

به تأخیر انداختن؛ هزینه داشتن (غیررسمی)

تعریف انگلیسی

To delay progress, or to cost someone a lot.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The strike set the project back by months.

    اعتصاب پروژه را ماه‌ها عقب انداخت.

  2. That car must have set you back a fortune.

    آن ماشین باید کلی برایت آب خورده باشد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در کار و هزینه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • set back the project by months

    set the project back by months

    مفعول اسمی معمولاً بین set و back می‌آید.