پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

set aside

/set əˈsaɪd/SET uh-SYD

کنار گذاشتن (وقت، پول)؛ لغو کردن

تعریف انگلیسی

To keep something for a purpose, or to ignore a disagreement.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Set aside an hour a day for reading.

    روزی یک ساعت برای مطالعه کنار بگذار.

  2. They set aside their differences.

    اختلاف‌هایشان را کنار گذاشتند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای برنامه‌ریزی زمان و پول.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • set aside it

    set it aside

    ضمیر بین set و aside قرار می‌گیرد.