پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

bring in

/brɪŋ ɪn/BRING IN

درآمد داشتن؛ وارد کردن (قانون یا فرد)

تعریف انگلیسی

To earn money, or to introduce something or someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The shop brings in about a thousand dollars a day.

    مغازه روزی حدود هزار دلار درآمد دارد.

  2. They brought in an expert to help.

    یک متخصص آوردند تا کمک کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در کسب‌وکار.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bring in money to home

    bring in money

    خودِ bring in به معنای درآمد داشتن است.