bring forward
/brɪŋ ˈfɔːrwərd/
جلو انداختن (زمان)
درآمد داشتن؛ وارد کردن (قانون یا فرد)
To earn money, or to introduce something or someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The shop brings in about a thousand dollars a day.
مغازه روزی حدود هزار دلار درآمد دارد.
They brought in an expert to help.
یک متخصص آوردند تا کمک کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در کسبوکار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bring in money to home
bring in money
خودِ bring in به معنای درآمد داشتن است.