cut in
/kʌt ɪn/
وسط حرف پریدن؛ لایی کشیدن
To reduce the amount of something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We had to cut back on spending.
مجبور شدیم خرج را کم کنیم.
The company cut back its workforce.
شرکت نیرویش را کم کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بودجه و عادتها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cut back the spending on
cut back on spending
بعد از cut back حرف اضافهٔ on میآید.