cut in
/kʌt ɪn/
وسط حرف پریدن؛ لایی کشیدن
To stop a supply, or to interrupt someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Our water was cut off for two days.
دو روز آبمان قطع بود.
Sorry to cut you off, but we're out of time.
ببخشید حرفت را قطع میکنم، ولی وقت تمام شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ خدمات، تماس و گفتوگو.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cut off me
cut me off
ضمیر بین cut و off قرار میگیرد.