cut off
/kʌt ɔːf/
قطع کردن؛ حرف کسی را بریدن
To interrupt, or to move in front of another vehicle.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He kept cutting in while she was talking.
مدام وسط حرفش میپرید.
That car cut in without signalling.
آن ماشین بدون راهنما لایی کشید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در گفتوگو و رانندگی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cut in to her talk
cut in on her
برای شخص از on استفاده میشود.