پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

bring round

/brɪŋ raʊnd/BRING ROWND

به هوش آوردن؛ قانع کردن

تعریف انگلیسی

To make someone conscious again, or to persuade them.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The nurse brought him round with cold water.

    پرستار با آب سرد او را به هوش آورد.

  2. It took weeks to bring her round to the idea.

    هفته‌ها طول کشید تا با این ایده موافق شود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بیشتر بریتانیایی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bring round her to the idea

    bring her round to the idea

    مفعول بین bring و round می‌آید.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

American

bring around

در آمریکا bring around گفته می‌شود.