پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

break out

/breɪk aʊt/BRAYK OWT

شیوع پیدا کردن؛ فرار کردن

تعریف انگلیسی

To start suddenly (war, fire, disease), or to escape.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. A fire broke out in the kitchen.

    در آشپزخانه آتش‌سوزی شد.

  2. Three prisoners broke out of the jail.

    سه زندانی از زندان فرار کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در اخبار.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a fire broke out from the kitchen

    a fire broke out in the kitchen

    برای مکان از in استفاده می‌شود.