break off
/breɪk ɔːf/
قطع کردن (رابطه یا مذاکره)؛ شکستن تکهای
شیوع پیدا کردن؛ فرار کردن
To start suddenly (war, fire, disease), or to escape.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A fire broke out in the kitchen.
در آشپزخانه آتشسوزی شد.
Three prisoners broke out of the jail.
سه زندانی از زندان فرار کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در اخبار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a fire broke out from the kitchen
a fire broke out in the kitchen
برای مکان از in استفاده میشود.