پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

break through

/breɪk θruː/BRAYK THROO

عبور کردن از مانع؛ به پیشرفت بزرگ رسیدن

تعریف انگلیسی

To force a way through, or to achieve a major advance.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The sun broke through the clouds.

    خورشید از میان ابرها بیرون آمد.

  2. Scientists have broken through in cancer research.

    دانشمندان در تحقیقات سرطان به پیشرفت بزرگی رسیده‌اند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای مانع فیزیکی یا پیشرفت علمی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • break through of the clouds

    break through the clouds

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.