پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

pull off

/pʊl ɔːf/PUL AWF

از پس کاری سخت برآمدن

تعریف انگلیسی

To succeed at something difficult.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I didn't think they'd pull it off.

    فکر نمی‌کردم از پسش بربیایند.

  2. She pulled off a brilliant performance.

    اجرای درخشانی ارائه داد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تحسین موفقیت غیرمنتظره.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • pull off it

    pull it off

    ضمیر بین pull و off قرار می‌گیرد.