پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

make out

/meɪk aʊt/MAYK OWT

تشخیص دادن؛ وانمود کردن

تعریف انگلیسی

To see or hear with difficulty, or to pretend.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I could just make out a figure in the fog.

    به‌زور می‌توانستم یک پیکر را در مه تشخیص بدهم.

  2. He makes out that he's an expert.

    وانمود می‌کند متخصص است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دیدن/شنیدن سخت یا وانمود کردن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make out it in the fog

    make it out in the fog

    ضمیر بین make و out قرار می‌گیرد.