پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

set in

/set ɪn/SET IN

شروع شدن و ادامه یافتن (چیز ناخوشایند)

تعریف انگلیسی

To begin and seem likely to continue (usually something bad).

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Winter has really set in now.

    زمستان دیگر واقعاً جا خوش کرده.

  2. Panic set in when the lights went out.

    وقتی برق رفت، وحشت همه را گرفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای آب‌وهوا یا احساس منفی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • winter has set in itself

    winter has set in

    این فعل مفعول نمی‌گیرد.