پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

break in

/breɪk ɪn/BRAYK IN

دزدکی وارد شدن؛ جا انداختن (کفش)

تعریف انگلیسی

To enter a building illegally, or to make new shoes comfortable.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Someone broke in while we were away.

    وقتی نبودیم کسی دزدکی وارد خانه شد.

  2. I need to break in these boots before the hike.

    باید این چکمه‌ها را قبل از کوه‌نوردی جا بیندازم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دزدی یا کفش نو.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • break into in the house

    break into the house

    با مفعول از break into استفاده می‌شود.