turn away
/tɜːrn əˈweɪ/
راه ندادن؛ رد کردن
برگشتن؛ بهبود بخشیدن (وضعیت)
To face the other way, or to change a bad situation into a good one.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Turn around and look at the view.
برگرد و منظره را ببین.
The new CEO turned the company around in two years.
مدیرعامل جدید در دو سال وضع شرکت را متحول کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در کسبوکار برای بهبود وضعیت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
turn around the company it
turn the company around
مفعول اسمی معمولاً بین turn و around میآید.