فعل عبارتیB1
turn away
/tɜːrn əˈweɪ/
راه ندادن؛ رد کردن
خنثی#زندگی روزمره
To return the way you came.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The snow was so heavy that we had to turn back.
برف آنقدر سنگین بود که مجبور شدیم برگردیم.
There's no turning back now.
دیگر راه برگشتی نیست.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای سفر و تصمیمهای بیبازگشت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
turn back to home
turn back
خودِ turn back به معنای برگشتن است.