پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

turn in

/tɜːrn ɪn/TURN IN

تحویل دادن؛ خوابیدن

تعریف انگلیسی

To hand something in, or to go to bed.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Turn in your essays by Friday.

    مقاله‌ها را تا جمعه تحویل بدهید.

  2. I'm exhausted; I think I'll turn in.

    خیلی خسته‌ام؛ فکر کنم بروم بخوابم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بیشتر آمریکایی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • turn in to the essay

    turn in the essay

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.