پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

hold back

/hoʊld bæk/HOHLD BAK

خودداری کردن؛ جلوی چیزی را گرفتن

تعریف انگلیسی

To stop yourself doing or saying something, or to restrain something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She held back her tears.

    جلوی اشکش را گرفت.

  2. Don't hold back — tell me what you think.

    خودداری نکن؛ بگو نظرت چیست.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ احساسات و حرف‌های نگفته.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hold back from tears

    hold back tears

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.