پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

keep back

/kiːp bæk/KEEP BAK

پنهان نگه داشتن؛ عقب نگه داشتن

تعریف انگلیسی

To not tell something, or to hold someone at a distance.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I felt she was keeping something back.

    حس کردم چیزی را پنهان می‌کند.

  2. Police kept the crowd back.

    پلیس جمعیت را عقب نگه داشت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ اطلاعات یا فاصلهٔ فیزیکی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • keep back something from me

    keep something back from me

    مفعول بین keep و back قرار می‌گیرد.