keep on
/kiːp ɑːn/
ادامه دادن
To stay at a distance, or to make someone stay at a distance.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Keep away from the edge.
از لبه دور بمان.
Keep the children away from the oven.
بچهها را از فر دور نگه دار.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در هشدارهای ایمنی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep away of the edge
keep away from the edge
بعد از away حرف اضافهٔ from میآید.