a contingency plan
/ə kənˈtɪndʒənsi plæn/
برنامهٔ جایگزین
ظرفیتش را ندارم
Saying you lack the time or capacity to take on more.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'd love to help, but I don't have the bandwidth.
دوست دارم کمک کنم، ولی ظرفیتش را ندارم.
Does anyone have bandwidth for one more task?
کسی ظرفیت یک کار دیگر را دارد؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای رد مؤدبانهٔ کار اضافه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I don't have bandwidths
I don't have the bandwidth
این کلمه در این کاربرد غیرقابلشمارش است.