get together
/ɡet təˈɡeðər/
دور هم جمع شدن
To rise from bed, or to stand up.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I get up at six on weekdays.
روزهای هفته ساعت شش بیدار میشوم.
She got up and left the room.
بلند شد و از اتاق بیرون رفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شروع روز یا ایستادن.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I get up myself at six
I get up at six
این فعل ضمیر انعکاسی نمیگیرد.