پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go for

/ɡoʊ fɔːr/GOH FOR

انتخاب کردن؛ حمله کردن؛ تلاش کردن

تعریف انگلیسی

To choose, to attack, or to try to achieve.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'll go for the pasta.

    من پاستا را انتخاب می‌کنم.

  2. Go for it — you've got nothing to lose.

    برو دنبالش؛ چیزی برای از دست دادن نداری.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در رستوران و برای تشویق.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go for to it

    go for it

    این ترکیب به to نیاز ندارد.