پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go down

/ɡoʊ daʊn/GOH DOWN

کاهش یافتن؛ غروب کردن؛ خراب شدن

تعریف انگلیسی

To decrease, to set (the sun), or to stop working.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Prices have gone down since last year.

    قیمت‌ها از پارسال پایین آمده‌اند.

  2. The website went down for an hour.

    وب‌سایت یک ساعت از کار افتاد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

چند معنای رایج دارد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • prices have gone down to lower

    prices have gone down

    خودِ go down به معنای کاهش است.