پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go without

/ɡoʊ wɪðˈaʊt/GOH with-OWT

بدون چیزی سر کردن

تعریف انگلیسی

To manage without something you need.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We can't afford a car, so we go without.

    پول ماشین نداریم، پس بدون آن سر می‌کنیم.

  2. She went without sleep for two days.

    دو روز بدون خواب سر کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای محرومیت یا صرفه‌جویی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go without of sleep

    go without sleep

    بعد از without مستقیماً اسم می‌آید.