go up
/ɡoʊ ʌp/
افزایش یافتن؛ ساخته شدن
To manage without something you need.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We can't afford a car, so we go without.
پول ماشین نداریم، پس بدون آن سر میکنیم.
She went without sleep for two days.
دو روز بدون خواب سر کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای محرومیت یا صرفهجویی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go without of sleep
go without sleep
بعد از without مستقیماً اسم میآید.