make for
/meɪk fɔːr/
به سمت جایی رفتن؛ باعث شدن
To manage with what is available.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We don't have a table, so we'll make do with the floor.
میز نداریم، پس با زمین سر میکنیم.
She made do with an old phone for years.
سالها با یک گوشی قدیمی سر کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای صرفهجویی یا کمبود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make do by the floor
make do with the floor
بعد از make do از with استفاده میشود.