make do
/meɪk duː/
با آنچه هست سر کردن
به سمت جایی رفتن؛ باعث شدن
To move towards a place, or to result in something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
When the rain started, everyone made for the exit.
وقتی باران شروع شد، همه به سمت خروجی رفتند.
Small classes make for better learning.
کلاسهای کوچک به یادگیری بهتر منجر میشوند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
کمی رسمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make for to the exit
make for the exit
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.