at the crack of dawn
/ət ðə kræk əv dɔːn/
کلهی سحر
روزهای بهتری به خود دیده؛ فرسوده
To be old and in poor condition.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
This sofa has seen better days.
این کاناپه روزهای بهتری به خودش دیده.
The old theatre had clearly seen better days.
تئاتر قدیمی بهوضوح فرسوده شده بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اشیا یا مکانهای فرسوده، با لحن ملایم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have seen the better days
have seen better days
days بدون the میآید.