work around the clock
/wɜːrk əˈraʊnd ðə klɑːk/
شبانهروزی کار کردن
درس خواندن (جدی)
To study hard.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Exams are next week, so I need to hit the books.
امتحانها هفتهی بعد است، پس باید بنشینم درس بخوانم.
She hit the books every night for a month.
یک ماه هر شب جدی درس خواند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
غیررسمی، بین دانشآموزان و دانشجوها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hit the book
hit the books
در این اصطلاح books جمع است.