پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

hit the books

/hɪt ðə bʊks/HIT thuh BUKS

درس خواندن (جدی)

تعریف انگلیسی

To study hard.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Exams are next week, so I need to hit the books.

    امتحان‌ها هفته‌ی بعد است، پس باید بنشینم درس بخوانم.

  2. She hit the books every night for a month.

    یک ماه هر شب جدی درس خواند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

غیررسمی، بین دانش‌آموزان و دانشجوها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hit the book

    hit the books

    در این اصطلاح books جمع است.