پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیتازه

let him cook

/let hɪm kʊk/let him KUK

بگذار کارش را بکند

تعریف انگلیسی

Said to stop interrupting someone who is doing well.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He's on a roll — let him cook.

    روی دور افتاده؛ بگذار کارش را بکند.

  2. Stop editing her draft and let her cook.

    این‌قدر پیش‌نویسش را ویرایش نکن؛ بگذار کارش را بکند.

  3. Why is he putting ketchup in the soup? — Just let him cook.

    چرا داره سس گوجه می‌ریزه توی سوپ؟ — بذار کارش رو بکنه.

    شوخی در آشپزخانه
  4. Everyone doubted the new coach, but the fans said, "Let him cook."

    همه به مربی جدید شک داشتن، ولی طرفدارها گفتن «بذارید کارش رو بکنه».

    بحث ورزشی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

cook یعنی «آشپزی کردن»؛ کسی که «دارد می‌پزد» وسط ساختن چیزی است و نباید حواسش را پرت کرد. از اسلنگ هیپ‌هاپ آمده (cook up a beat: ساختن آهنگ) و در دههٔ ۲۰۲۰ میم شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دفاع از کسی که وسط کار خوبی است.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • let him cooking

    let him cook

    بعد از let فعل ساده می‌آید.