پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

pressed

/prest/PREST

جوش آورده؛ ناراحت

تعریف انگلیسی

Unnecessarily upset or bothered about something small.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Why are you so pressed about a game?

    چرا سر یک بازی این‌قدر جوش آورده‌ای؟

  2. He got pressed over a comment.

    سر یک کامنت به هم ریخت.

  3. Why is she ignoring me? — She's pressed you didn't like her post.

    چرا محلم نمی‌ذاره؟ — جوش آورده چون پستش رو لایک نکردی.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. I'm not pressed, I just think it was rude.

    ناراحت نیستم، فقط فکر می‌کنم بی‌ادبی بود.

    دفاع از خود

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

pressed یعنی «تحت فشار»؛ کسی که pressed است انگار زیر فشار یک موضوع کوچک له شده است. در انگلیسی آفریقایی‌تبار آمریکا رایج بود و در اینترنت فراگیر شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای انتقاد از واکنش اغراق‌آمیز کسی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • pressed of a comment

    pressed about a comment

    بعد از pressed حرف اضافهٔ about یا over می‌آید.