extra
/ˈekstrə/
زیادی نمایشی؛ بیشازحد اغراقآمیز
خجالتآور و معذبکننده (بهجای دیگران خجالت کشیدن)
Embarrassing or awkward in a way that makes you feel uncomfortable.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
His speech was so cringe.
سخنرانیاش خیلی خجالتآور بود.
I cringe every time I watch my old videos.
هر بار ویدیوهای قدیمیام را میبینم، از خجالت آب میشوم.
Did you see his dance at the wedding? — Don't. It was so cringe.
رقصش رو توی عروسی دیدی؟ — نگو. خیلی ضایع بود.
گفتوگوی دوستانهReading my old diary is pure cringe.
خوندن دفتر خاطرات قدیمیم فقط مایهٔ خجالته.
خاطرهگوییچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
cringe از قرنها پیش یعنی «از ترس یا خجالت در خود جمع شدن». استفادهٔ آن بهعنوان صفت (that's cringe) کار اینترنت دههٔ ۲۰۱۰ است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
شبکههای اجتماعی و بین جوانها؛ برای رفتار معذبکننده.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
It was so cringy for me to see. (in an essay)
It was embarrassing to watch.
کاملاً عامیانه است.