I'm down
/aɪm ˈdaʊn/
پایهام! من هستم!
زیادی نمایشی؛ بیشازحد اغراقآمیز
Behaving in a more dramatic or elaborate way than a situation requires.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A limo for a five-minute trip? That's a bit extra.
لیموزین برای یک مسیر پنجدقیقهای؟ یککم زیادی نمایشی است.
He was being extra about his birthday.
او دربارهٔ تولدش خیلی اغراقآمیز رفتار میکرد.
She brought three outfits to a picnic. — Wow, that's extra.
برای یه پیکنیک سه دست لباس آورد. — وای، چه شلوغش کرده.
گفتوگوی دوستانهStop being so extra — it's just a small scratch.
اینقدر شلوغش نکن؛ فقط یه خراش کوچیکه.
شوخی با دوستچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
extra یعنی «اضافه». کسی که extra است «بیش از اندازهٔ لازم» رفتار میکند؛ این کاربرد در دو دههٔ اخیر در اسلنگ آمریکایی جا افتاد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در گفتوگوی دوستانه برای توصیف رفتار بیشازحد نمایشی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
He is an extra about everything.
He is extra about everything.
در این معنا extra صفت است؛ an extra معمولاً به بازیگر سیاهیلشکر اشاره دارد.