vibe check
/vaɪb tʃek/
سنجیدن حالوهوا
معمولی و بینمک؛ تکراری
Following mainstream trends without originality.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Pumpkin coffee every autumn is so basic.
هر پاییز قهوهٔ کدو خوردن خیلی تکراری است.
He called my playlist basic.
پلیلیستم را بینمک خواند.
Avocado toast and a latte? So basic. — Hey, it's delicious!
تست آووکادو و لاته؟ چه تکراری. — هی، خوشمزهست خب!
شوخی بین دوستانI know it's basic, but I love that song.
میدونم خیلی معمولی و تکراریه، ولی عاشق اون آهنگم.
اعتراف دوستانهچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
basic یعنی «پایهای و ساده». در اوایل دههٔ ۲۰۱۰ در اسلنگ آمریکا، بهویژه با شوخیهایی دربارهٔ قهوهٔ کدوی پاییزی، معنای «بیسلیقه و تکراری» گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در نقد سلیقه، معمولاً به شوخی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
very basic person in trends
basic
در این معنا basic بهتنهایی صفت است.