spill the beans
/ˌspɪl ðə ˈbiːnz/
لو دادن راز؛ حرفی را که قرار بود مخفی بماند فاش کردن
ناخواسته رازی را لو دادن
To reveal a secret, usually by accident.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He let the cat out of the bag about the surprise trip.
او ناخواسته موضوع سفر سورپرایزی را لو داد.
Don't let the cat out of the bag before the announcement.
قبل از اعلام رسمی چیزی لو نده.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
به کلاهبرداری بازارهای قدیم نسبت داده میشود: بهجای خوک، گربهای در کیسه میفروختند و باز شدن کیسه حقه را رو میکرد.
«بند را آب دادن»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
مثل spill the beans، اما بیشتر برای لو رفتن ناخواسته.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
let the cat out of the box
let the cat out of the bag
bag، نه box.