Fair enough
/ˌfer ɪˈnʌf/
قبول؛ منطقیه؛ باشه، حرفت قابل قبوله
باب میل من نیست؛ خوشم نمیآید
Not the kind of thing you like.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Horror films aren't really my cup of tea.
فیلم ترسناک زیاد باب میل من نیست.
Camping? Not my cup of tea, but you go ahead.
کمپینگ؟ خوشم نمیآید، ولی تو برو.
Do you like jazz? — It's not really my cup of tea.
از جاز خوشت میآید؟ — راستش باب میلم نیست.
گفتوگوی دوستانهBig parties are not my cup of tea — I prefer small dinners.
مهمانیهای شلوغ باب میل من نیست؛ شامهای کوچک را ترجیح میدهم.
حرف زدن دربارهٔ سلیقهموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
رد ملایم و مؤدبانهی سلیقهای.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
not my cup of coffee
not my cup of tea
tea ثابت است.