all ears
/ɔːl ɪrz/
سراپا گوش
گاف دادن؛ حرف نسنجیده زدن
To say something embarrassing or tactless without meaning to.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I really put my foot in my mouth when I asked about her ex.
وقتی دربارهی نامزد قبلیاش پرسیدم، حسابی گاف دادم.
He has a talent for putting his foot in his mouth at parties.
او در مهمانیها استعداد عجیبی در گاف دادن دارد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی ناخواسته چیزی گفتهاید که باعث خجالت یا ناراحتی شده است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put my foot on my mouth
put my foot in my mouth
حرف اضافهی این اصطلاح in است.
put your foot in it
در انگلیسی بریتانیایی نسخهی کوتاهتر put your foot in it بسیار رایج است.