پرش به محتوای اصلی
عامیانهC1· پیشرفتهغیررسمیرایج

slay

/sleɪ/SLAY

ترکاندن؛ فوق‌العاده اجرا کردن (ظاهر یا کار)

تعریف انگلیسی

To do something extremely well or look amazing.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. You slayed that presentation!

    ارائه را ترکاندی!

  2. She's slaying in that dress.

    با آن لباس محشر شده.

  3. How do I look? — Honestly? You're slaying.

    چطور شدم؟ — راستش؟ محشر شدی.

    قبل از مهمانی
  4. She slayed the audition — they called her back the same day.

    تست بازیگری رو ترکوند؛ همون روز باهاش تماس گرفتن.

    تعریف از موفقیت کسی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

slay یعنی «کشتن»، مثلاً کشتن اژدها. در فرهنگ رقص و درگ نیویورک (ball culture) در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۸۰ معنای «ترکاندن» گرفت و بعد با شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

تحسین پرانرژی، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
C1پیشرفته

ظرافت‌های معنایی و زبان طبیعی native

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • You slew the presentation.

    You slayed the presentation.

    در معنای عامیانه گذشته slayed است.