more or less
/mɔːr ɔːr les/
کموبیش؛ تقریباً
به اصطلاح؛ به قولی
Used to show that you are using words in an unusual or figurative way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's the brains of the team, so to speak.
او به اصطلاح مغز متفکر تیم است.
We're all in the same boat, so to speak.
به قولی همه در یک کشتی هستیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی تعبیری استعاری یا غیرعادی به کار میبری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
so speaking
so to speak
شکل ثابت این اصطلاح so to speak است.