smooth sailing
/smuːð ˈseɪlɪŋ/
همه چیز روی روال
دوری کردن از
To deliberately avoid someone or something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'd steer clear of that street at night.
شبها از آن خیابان دوری میکنم.
Steer clear of him when he's in a mood.
وقتی اخلاقش خراب است ازش دوری کن.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیه به اجتناب.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
steer clear from him
steer clear of him
بعد از clear حرف اضافهٔ of میآید.