پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

steer clear of

/stɪr klɪr əv/STEER KLEER uv

دوری کردن از

تعریف انگلیسی

To deliberately avoid someone or something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'd steer clear of that street at night.

    شب‌ها از آن خیابان دوری می‌کنم.

  2. Steer clear of him when he's in a mood.

    وقتی اخلاقش خراب است ازش دوری کن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای توصیه به اجتناب.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • steer clear from him

    steer clear of him

    بعد از clear حرف اضافهٔ of می‌آید.