پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

take on

/teɪk ɑːn/TAYK ON

پذیرفتن (کار یا مسئولیت)؛ استخدام کردن

تعریف انگلیسی

To accept a task, or to employ someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Don't take on more work than you can handle.

    بیشتر از توانت کار قبول نکن.

  2. The company is taking on twenty new staff.

    شرکت دارد بیست نیروی جدید استخدام می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در بافت کاری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • take on too much works

    take on too much work

    work در اینجا غیرقابل‌شمارش است.