take in
/teɪk ɪn/
درک کردن؛ فریب دادن؛ تنگ کردن لباس
پذیرفتن (کار یا مسئولیت)؛ استخدام کردن
To accept a task, or to employ someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't take on more work than you can handle.
بیشتر از توانت کار قبول نکن.
The company is taking on twenty new staff.
شرکت دارد بیست نیروی جدید استخدام میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بافت کاری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take on too much works
take on too much work
work در اینجا غیرقابلشمارش است.