پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go along with

/ɡoʊ əˈlɔːŋ wɪð/GOH uh-LAWNG with

موافقت کردن؛ همراهی کردن

تعریف انگلیسی

To agree with or accept something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'll go along with whatever the team decides.

    با هر چه تیم تصمیم بگیرد همراهی می‌کنم.

  2. He went along with the plan reluctantly.

    با اکراه با برنامه موافقت کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای پذیرش بدون اشتیاق زیاد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go along the plan

    go along with the plan

    بعد از go along از with استفاده می‌شود.