go after
/ɡoʊ ˈæftər/
دنبال چیزی رفتن؛ تعقیب کردن
موافقت کردن؛ همراهی کردن
To agree with or accept something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'll go along with whatever the team decides.
با هر چه تیم تصمیم بگیرد همراهی میکنم.
He went along with the plan reluctantly.
با اکراه با برنامه موافقت کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پذیرش بدون اشتیاق زیاد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go along the plan
go along with the plan
بعد از go along از with استفاده میشود.