in charge of
/ɪn tʃɑːrdʒ əv/
مسئولِ
Supporting or agreeing with something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Most people voted in favor of the plan.
بیشتر مردم به نفع طرح رأی دادند.
I'm not in favor of raising the price.
موافق بالا بردن قیمت نیستم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای نظر موافق در بحث و رأیگیری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm in favor to the plan.
I'm in favor of the plan.
بعد از in favor حرف اضافهٔ of میآید.
in favour of
in favor of
فقط املا فرق دارد.