پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

in common

/ɪn ˈkɑːmən/in KOM-un

وجه مشترک

تعریف انگلیسی

Shared by two or more people or things.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We have a lot in common.

    وجه مشترک زیادی داریم.

  2. The two cities have nothing in common.

    این دو شهر هیچ شباهتی به هم ندارند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای شباهت آدم‌ها و چیزها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • We have many common things.

    We have a lot in common.

    برای «اشتراک داشتن» have ... in common طبیعی است.