پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

make a fool of

/meɪk ə fuːl əv/MAYK uh FOOL uv

مضحکه کردن

تعریف انگلیسی

To make someone look silly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I made a fool of myself at the party.

    در مهمانی خودم را مضحکهٔ همه کردم.

  2. Don't let him make a fool of you.

    نگذار تو را مضحکه کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کاری احمقانه که باعث خجالت می‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make me fool

    make a fool of me

    شکل کامل make a fool of someone است.