miss the boat
/ˌmɪs ðə ˈboʊt/
فرصت را از دست دادن؛ دیر جنبیدن
دنبالهروی از یک موج یا مد رایج
To join an activity or trend because it has become popular.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Every brand is jumping on the AI bandwagon.
هر برندی سوار موج هوش مصنوعی شده.
He only jumped on the bandwagon after the team started winning.
فقط بعد از اینکه تیم شروع به بردن کرد، هوادار شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
کمی انتقادی، برای کسانی که فقط بهخاطر محبوبیت به چیزی میپیوندند.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
jump in the bandwagon
jump on the bandwagon
on، نه in.