پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go away

/ɡoʊ əˈweɪ/GOH uh-WAY

دور شدن؛ به سفر رفتن؛ برطرف شدن

تعریف انگلیسی

To leave, to travel, or to disappear.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We're going away for the weekend.

    آخر هفته می‌رویم سفر.

  2. The pain should go away in a few days.

    درد باید تا چند روز دیگر برطرف شود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای سفر یا از بین رفتن مشکل.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go away in the weekend

    go away for the weekend

    برای بازه‌ی زمانی از for استفاده می‌شود.