get even
/ɡet ˈiːvən/
تلافی کردن
To become lost; also a rude way to tell someone to go away.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We got lost in the old part of the city.
در بخش قدیمی شهر گم شدیم.
Get lost! I'm busy.
گمشو! کار دارم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
هم برای راه گم کردن و هم، با احتیاط، برای بیرون کردن کسی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
We lost in the city.
We got lost in the city.
برای گم شدن خودت get lost بگو؛ lose یعنی «چیزی را گم کردن».