پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

to make a long story short

/tə meɪk ə lɔːŋ ˈstɔːri ʃɔːrt/tuh MAYK uh LAWNG STOR-ee SHORT

خلاصه‌اش اینکه

تعریف انگلیسی

Used to summarize something briefly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. To make a long story short, we missed the flight.

    خلاصه‌اش اینکه پرواز را از دست دادیم.

  2. Long story short, they got married.

    خلاصه اینکه ازدواج کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای جمع‌بندی سریع یک ماجرا.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make the long story short

    make a long story short

    این اصطلاح با a گفته می‌شود.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

British

to cut a long story short

در بریتانیا معمولاً cut به‌جای make به کار می‌رود.